فغان

Wednesday, February 09, 2005


......
من،عريانم،عريانم،عريانم
مثل سكوتهاي ميان كلامهاي محبت،عريانم
و زخم هاي من همه از عشق است.
از عشق،عشق ،عشق.
من اين جزيره سرگردان را
از انقلاب اقيانوس و انفجار كوه گذر داده ام و
تكه تكه شدن راز ان وجود متحدي بود
كه از حقيرترين ذره هايش افتاب به دنيا امد.
«فروغ»

0 Comments:

Post a Comment

<< Home