فغان

Saturday, February 05, 2005


در نيست
راه نيست
شب نيست
ماه نيست
نه روز نه افتاب،ما بيرون زمان ايستاده ايم
با دشنه تلخي بر گرده هايمان
هيچكس با هيچكس سخن نميگويد
كه خاموشي به هزار سخن در سخن است
بر مردگان خويش نظر مي بنديم با طرح خنده اي
و نوبت خود را انتظار ميكشيم
بي هيچ خنده اي
بهمن 83
شاملو

0 Comments:

Post a Comment

<< Home